Wednesday, March 31, 2010

اینم از آزادی بیان

توی راه سینما انقدر صدای آهنگ زیاد بود که تمام حرفای خواننده بدجوری رفت توی مخم! توی سینما فقط صدای خنده بقیه رو میشنیدم.انگار فیلمش خنده دار بود! ولی من فقط داشتم زور میزدم که حفظیاتمو مرور کنم! صدای خنده نمیذاشت راحت تمرکز کنم.روی
یه تیکه گیر کرده بودم.جور در نمیامد با بقیه آهنگ! یه لحظه صدای خنده قطع شد.برگشتم به بغل دستیم گفتم: آهان! فهمیدم این بود
آزادی چرا بوی خون میده
صدای بابامو تونستم تشخیص بدم! داشت به مامانم میگفت: حیف پولی که خرجش میکنم! خانوم این هیچی نمیشه

Friday, March 26, 2010

ببین میگما !علی چپ اون طرفه

بعد از یکسال هنوز نفهمیدم این سران فتنه که میگن یعنی کی میتونه باشه این موقع شب

Thursday, March 18, 2010

a new experience!

داشتن دوست پسر سوسول هم بد نبود! مخصوصا وقتی دستم خورد به سیخ سیخ موهاش و یه جوری برخورد کرد که انگار داشتم به ناموسش دست درازی میکردم

Saturday, March 13, 2010

MARG

مرگ گفت:" نوبت توست " گفتم: مرگ من راست میگی

2bare bayad shod!

این زمستان بی بخار به بی بخاری طی شد